تبليغاتX
دوست من

دوست من، سلام!

چند روزيه كه توي خبرها گفته مي شه كه آقاي وزير كشور معرفي شده مدرك تقلبي داره! در اينجا اول مي گويم: پس واي به حال ديگران و بعد خواهم گفت بعيد هم نيست. اين موضوع نيز مرا ياد يكي از معلم هايم انداخت كه بنده خدا حتي مدرك هم نداشت، يعني در اصل معلم زبان شده بود ولي اندازه من از اين درس سر در مي آورد و گاهي هم كمتر! ( اين ديگه چه جور معلمي بوده!)

 

حالا ماجراي معلم شدن اين آقا:

همان طور كه پيش از اين هم گفتم: من معلول هستم و به همين خاطر مجبور بودم بعد از دوره راهنمايي، يعني دبيرستان را در خانه نيز درس ياد بگيرم. در واقع هر روز نمي توانستم به مدرسه بروم و به همين خاطر براي درس هاي مهمي چون: رياضي، زبان (انگليسي)، و عربي از طرف مدرسه معلولين برايم معلم فرستاده مي شد. از اين سه معلم در دقايق آخر درس زبان مي ديدم كه درسي داده نشده يا چيزي از آن درس درنيافتم، پس روزي تصميم گرفتم با پررويي از ايشان (معلم زبان) بپرسم: "آيا شما انگليسي ياد داريد؟!" اين سوال را كه پرسيدم، ديدم اين آقا با كمي نق ونق وخنده گفت: "نه، من رشته ام روانشناسي است، ولي به علت بيكاري مجبور شدم دروغ بگويم و زبان ياد دهم." وقتي از او پرسيدم كه: "از شما هيچ مدركي نخواستند؟!" او گفت: "هيچي." در اينجا نيز بايد از آقاي مديري نيز ياد كنم كه به زيبايي با طنز به اين اتفاقات عادي شده اشاره کردند.

 

.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 10:44 |

دوست من، سلام

مي خواستم بگويم در تمام دنيا ولي نتوانستم، اما بايد بگويم در كشورهاي پيشرفته يا به قول معروف غرب كه ما تمدن و دين داري خود را به رخ آن مي كشيم براي جان انسانها بيشتر از ما توجه مي شود. شايد يك دليل آن اين باشد كه جان را هديه اي از طرف خداوند براي انسانها مي دانند يا اين كه براي ديگران نيز هم چون خود تصوري دارند.

 

شنيدن خبرهاي تاسف بار از دست دادن جان عزيزانمان درايران، مانند خبرهايي چون: سقوط هواپيما و جان باختن  تمام مسافران، آتش سوزي خودرو(پژوهاي صفر405!)، فرو ريختن چند ساختمان( بدليل نداشتن استاندارد و ساخت غير قانوني)، بالا بودن آمار مرگ ومير درزلزله و سيل (به دليل ساخت  بازهم غير استاندارد)، تصادفات وحشتناك و مرگ ومير بالا در آنها، رشد آمار ايدز در ايران و عدم اقدام براي جلوگيري از آن و... همه از بي احترامي به جان انسانها و ايراني ها خبر مي دهد. حال بايد پرسيد كه مشكل از كجاست؟؟؟

 

شنيده ايد كه مي گويند: "از ماست كه بر ماست" آري، به درستي كه چنين است. چرا بايد توقع داشته باشيم كه به ما بي احترامي نشود درحالي كه با وجود بي احترامي و بي توجهي  جرات هيچ گونه اعتراضي را نداريم؟ بياييد تصور كنيم كه درامريكاي جهانخوار  يا غرب از خدابي خبر  يك هواپيماي مسافربري  و فقط يكي  به خاطر نقص فني سقوط كند يا اتومبيلي به اين دليل آتش بگيرد؛ اين مردم از خدا بي خبر چه خواهند كرد؟! مسلما براي جان باختگان خود مي گريند و ناراحت مي شوند ولي در جاي خود نخواهند نشست تا ديگر برايشان امري عادي شود. كي ما از آن از خدا بي خبران  ياد خواهيم گرفت كه براي خود ارزش قائل شويم؟!

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 11:22 |

دوست من سلام

اگر شما هم مثل من شنیده اید که خداوند انسان ها را مساوی آفریده است و قانع نشده اید باید بگویم که هم عقیده هستیم، اما به قول معروف کاریست که شده و از دست من و شما کاری بر نمی یاد.حال این برابری در کجاست؟

واضح ترین گزینه را می توان از جهت فیزیکی دانست چرا که مردان قوی و سختند اما زنان ضعیف و لطیف این جمله که زنان از مردان ضعیف تر هستند در گذشته جمله ای عادی بوده است اما نه در دوره ای که قدرت فیزیکی ملاک برتری نیست.در این دوره زنان می خواهند قدرت خود را نشان دهند و برای اینکه جامعه ای پیشرفته و قوی داشت باید خود را نشان دهند.

نمی دانم از کجا باید شروع کنم ولی می خواهم بگویم که در جامعه ما زنان اگر بخواهند نمی توانند آن طور که هستند در جامعه حضور پیدا کنند و پا به پای مردان در ساختن ایران فعالیت کنند.اما چرا؟ ...چند روز پیش که از خواب بیدار شدم و هنوز صبحانه نخورده بودم که پدر بزرگ تلوزیون را روشن کرد. پشت به آن بودم ولی صدایش را می شنیدم که در حال پخش بحثی درباره سلامت و امنیت در جامعه بود.می خواستم رو به تلوزیون بنشینم که شنیدم درست است که جامعه ی ما سلامت و امنیت واقعی را ندارد اما خانه های ما پاک هستند که در غرب خانه ها جای فسادند.با شنیدن این گفته ها از تماشای آن منصرف شدم و حتی پیشنهاد دادو خاموش کنند از این دروغ بسیار ناراحت شدم و یاد روزی افتادم که در گوشی موبایل دوستم یک فیلم دلخراش در مورد تجاوز به یک دختر را دیدم با وجود این حال نیز همان احساس را دارم و به خود می گویم وجود چند خانه فساد بهتر از داشتن جامعه ی فاسد است.حال بیاییم نگاهی به خانه های پاک بیندازیم خانه هایی که در بیشتر آنها دختران نمی توانند برای آینده خود تصمیم بگیرندو یا باید به تصمیم دیگران بر زندگی خویش سر فرود آورند و یا خود را از این  مکان های پاک فراری دهند.در اینجا می توان گفت که این خانه پاک با آن خانه ناپاک در هیچ کدام انسانیت نیست چه تفاوتی دارد؟!...

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 23:44 |