بدون شک شما هم مثل من جک زیاد شنیدین و به بعضی از اونها از ته دل خندیدین که این خندیدن مثل این است که صورت را با سیلی سرخ کرد.
پدر من بعد از 23 سال حدود یک سالی است که دوست دوران خدمتش رو اتفاقی پیدا کرد. این دوست پدرم اهل استان مازندرانه (دقیقا نمیدونم چه شهرستانی) و روز مراسم عقد کنون پسرش ما رو دعوت کرد كه به اونجا بريم. من نتونستم به این سفر یا مراسم برم اما وقتی فیلمی رو که پدرم از مراسم گرفته بود دیدم، خیلی از رسومشون خوشم اومد. مخصوصا این که توی جشنشون زن و شوهر و خواهر و برادر کنار هم میرقصیدند و شادی میکردند. عروس هم با لباس عروسی که خوب پوشیده بود همراه با داماد اومدند و رقصیدند. من که خیلی خوشم اومد چون فکر میکنم اینطور بهتر میشه شادیها رو با هم تقسیم کرد، شاید هم به این خاطر این طور جشنا مورد قبولم شده که بی غیرتم! همه آشنایان نزدیکم که منو میشناسن، گاهی حالیم میکنن که من چقدر بی غیرتم، ولی اگه راستش رو بخواین من ترکم و جکای ترکی رو هم خیلی دوست دارم (اين وصله ها ديگه به ما نمي چسبه).
بیشتر ماها که برای هم جک تعریف می کنیم یا توی دنیای رنگارنگ اینترنت به دنبال جک میگردیم، نمیدونیم که جک ها فقط برای خندوندن نیستند و گاه جنبه انتقادی و سیاسی دارند. نمیدونم اولین کسی که این طور جک ها (جک هایی که قومیتها رو فک می کنیم به خنده میگیره) رو درست کرده چه کسی بوده یا اصلا تاریخ تولید این جک ها دقیقا کی بوده؟ ولی میخوام بگم هر کسی که شروع کرده یا از هر زمانی شروع شده، هدف مسخره کردن نبوده، بلکه گلایه ای طعنه آمیز از مردم و رفتاراشون بوده تا اینکه قومیت رو از ملیت مهمتر ندونن، تا اينكه عاقلانه تصميم بگيرن و... . برای همین بود که گفتم: جک؛ مثل سرخ کردن صورت با سیلی است. یعنی میخندونه تا گریه رو نشون نده، آخه واسع علي و حسن و حسين و بچه هاشون ما رو خيلي گريوندن.
اول از خودم شروع میکنم:
ترکا ساده و خوش خیالن، مثل همه ما ایرانیها که نمیتونیم درک کنیم چه شعاری واقعی و عملیه و چه شعاری قشنگ و تو خالیه. (نگین نه چون اگه میفهمیدیم که حال و روز ما ملت این نبود).
اصفهانیها رو با خساست میشناسند در حالی که این صفت تو وجود تک تک ما هست. چرا؟ چون برای خرید بستنی، کیک، پیتزا و ... پول داریم اما برای خرید یک کتاب چند درصد از ما حاضریم پول خرج کنیم. شاید اگه کتابخونه ها نبودند هیچ یک از ما یک کتاب غیر درسی هم نمی خوندیم ( نگین کتابا گرونن که این بیشتر بهانست).
رشتیها رو بی غیرت میشناسند، در حالی که همه ما بی غیرتیم. در یک روز توی شهر بزرگی مثل تهران یا شهرای بزرگ دیگه به چند دختر تجاوز میشه یا جلوی چشم شما به یک دختر بوق می زنند و متلک میپرونند تازه حالا به زنهايي هم كه بچه بقلشونه تخفيف قائل نميشن (اينو شنيده بودم ولي باور نمي كردم تا اينكه ديروز توي پم بنزين ديدم) اما به غیر از یک پیر مرد یا شاید هم یک پیر زن هیچ کس عکس العملی نشون نمی ده. این افراد بی غیرت با خودشون میدونین چی میگن. میگن: ما که هوای خواهر و مادر و زن خودمون رو داریم. یعنی در خونه خودمون رو خوب قفل می کنیم، ولی نمی دونن اگه دزدا زیاد بشن دیگه احتیاجی به کلید و قفل نیست، بلکه این دزدای پر رو از روی در میان.
در اینجا باید بگم چرا من آدم غیرتی ای که همه میشناسن نیستمو از مردهایی که خودشون رو با این افتخار نشون میدن متنفرم. متنفرم برای اینکه این جور مردا رو مثل چوپونایی میدونم که زن و مادر و خواهرشون رو بره حساب میکنند که باید از دست گرگ دور نگه داشته بشن. از خیلی از این بره ها یا گوسفندا هم بیزارم، چون اجازه میدن صاحباشون آزادیهاشون رو سلب کنند.
اما چوپونا و بره ها؛ یه سوال؟
اگه جامعه ای امن داشته باشیم آیا احتیاجی به این بازی گرگم و بره میبرم هست؟
توی یکی از این وبلاگهای دوست اشاره ای به بچبازها شده بود. خودم که اون نوشته رو خوندم اول یاد همین جک ها افتادم و وقتی نظرات رو میخوندم دیدم افراد مثل من زیادند، اما در یکی از نظرها دیدم از اینکه به این جکا اشاره شده ایراد گرفتند و این جکا رو توهین دونستند. همون طور که اونجا هم عرض کردم، اینجا هم میگم:
جکی که به یک قوم نسبت داده میشه در واقع انتقادیست از همه ما ایرانیها (خودمون هم ساختیم گردن امریکا و انگلیس و اسرائیل بیچاره هم ندازین) که با این همه ادعا (دینداری، غیرت، مهمان نوازی، دانایی! و ...) دروغگوی ماهری بیش نیستیم. یک علت دیگه ای که میتونم برای درست کردن این جکا بیارم (همون طور که گفتم) اینه که خودمون رو اول ایرانی بدونیم.
نظر شما چیه؟
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت
9:55 |