وقتي از شبكه هاي ماهواره يا اينتزنت اين ماجراي سيبزميني نذري دولت رو مي شنيدم با خودم مي گفتم: نزديك انتخاباته و مي خوان آقاي احمدي نژاد رو از اين كه هست خرابترش كنن، ولي نگو كه ماجرا واقعيت داشته! چند روز پيش به خونه خالم رفتم كه پايين شهر مشهد (شهرك حجت) به حساب مياد و با شوهر خاله از انتخابات صحبت به ميون اومد كه گفت: چند روز پيش اينجا يه ماشين آورده بودند و سيبزميني به مردم مي دادند! اين حرف شوهرخالم منو ياد اين مثل انداخت كه ميگه: تا نباشد چيزكي، مردم نگويند چيزها. به قول شوهرخالم از اون روز هنوز كمي هم سيبزميني گرونتر شده (بيچاره اونايي كه سيبزميني گيرشون نيومده).
ميخواستم بگم براي ملتي كه با چندتا كيسه سيبزميني و عدالت سهميه بندي راي بده بايد گريه كرد و با رئيس جمهوري كه سيبزميني و عدالت بين مردم بخش ميكنه و از آخر از همونها بخاطر اشتباهاتش فحش نسيبش ميشه بايد چه كنیم؟ از قضا همون روز يا روز بعدش توي همين منطقه از شهر مشهد آب يك روز قطع بوده كه مزه خوش سيبزميني مفت رو از زير دندونهاي مردم خوشخيال درآورده! چه بد شانسي؟! راستي حالا كه از قطع آب صحبت به ميون اومد از مسخره بودن اسمي كه براي اين سال انتخاب شده هم حرفي بزنيم:
يه معلم داشتيم كه از بي نظم و قانون بودن ادارات گله ميكرد و شهرداري رو براي مثال ميگفت: با هزار خواهش و تمنا ميان يه خيابون رو آسفالت ميكنن و فرداش يادشون مياد لوله گاز نذاشتن، باز شروع ميكنن به كندن و لوله رو ميذارن و دوباره آسفالت ميكنن و روز بعد يادشون مياد طرح فاضلاب رو اجرا كنن. خيلي بامزه ست، من وقتي با ويلچر توي خيابون راه ميرم، فكر ميكنم از اين تپه به اون تپه سر ميخورم كه هر كدومش به يه دليل كنده شده و آسفالت شده!
